ولی شما نظرتونو بدید خوشحال می شیم
دوش بلبلی به گلی گفت فردا کسی می آید ((زده ام فالی وفریاد رسی می آید))
بگفتا گل چه باشد نام گ ل آن کس را ندانم نام او را گرچه دیدم روی زیبا را
چو امد به زمین به دنبال اسمی بودند چو پیدا نکردند دیوان حافظ گشودند
(( گر مربی اسلام شیخ مجد الدین که قاضی به از آن آسمان ندارد یاد))
زین پس همه او را مجد نامی می شنا ختند به لطف خدا همه به سویش می شتافتند
برای کسب علم به شهری شتافت گفته اند که جز غم چیزی نیافت
چه ا فکار و آمالی ب سر داشت که آخر سر بذر امید به سر کاشت
چه سختی ها کشیدو چه افت ها بدید گویی که اگر سنگ بود می ترکید
همه او را به مجدی می گفتند
گر چه او مجد بودو مجد بودو مجد بود

